تبلیغات
گردان محبین - سیلی برصورت فرزند شهید
 
گردان محبین
سلام خدا برشهیدان ،سلام خدا بر مجاهدان راه حق ، سلام خدا برآن کسانیکه آن حماسه وشور را آفریدند.
درباره وبلاگ


گردان محبین یکی از گردان های تی 57 حضرت ابوالفضل بود.که درطی 8 سال دفاع مقدس همواره از گردان های خط شکن بود.
گردان محبین اولین گردان رزمی شهر کوهدشت است که در سالهای اول جنگ تحمیلی تشکیل شد . این گردان در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه حضور داشت و با توجه به وضعیت عملیات خسارت سنگینی را متحمل شد . گردان محبین در ادامه تقریباً در بیشتر عملیاتها حضور داشت از اولین فرماندهان آن می توان به برادر مهندس رضامند ، برادر حاج مرادعلی محمدی ، شهید والامقام علیمردان آزادبخت، شهید والامقام فیروز سرتیپ نیا ، شهید والامقام حمیدرضا ابراهیمی ،شهید والامقام مروت طرهانی و شهید والامقام علی محمد کوشکی اشاره کرد .و درادامه جانباز سرافرازحاج سیروس لرستانی و برادر حمید آزادی فرماندهی این گردان را بعهده داشتند .
این گردان در عملیات کربلای چهار به فرماندهی شهید والامقام علیمردان آزادبخت چنان عمل کرد که موجب حیرت فرماندهان لشکر شده و باور نداشتند که گردان حتی علاوه بر مناطق مشخص شده ، مناطق دیگری را نیز فتح کرده است .

گردان محبین در عملیات کربلای پنج نیز با رشادت فرماندهی چون شهید والامقام علیمردان آزادبخت ، شهید والامقام علی محمد کوشکی ، شهید والامقام مروت طرهانی با وجود تحمل تلفات سنگین برگی از تاریخ جنگ تحمیلی را در شلمچه به یادگار گذاشت .

از افتخارات این گردان حضور دیگر هم استانی هایمان در این گردان بود که به درجه رفیع شهادت نائل گشته اند که نمونه آن می توان به شهید والامقام جلال ابراهیمی ( از شهر دورود) و شهید والامقام حشمت الله قلی ( از شهر الیگودرز ) اشاره کرد .

گردان محبین علاوه بر مناطق جنوب در مناطق غرب نیز چنان درخشید که همواره از فاتحان شناخته شده بود . در عملیات والفجر ۹ با تصرف ارتفاعات مهم و استراتژیک منطقه شرق و شمال شرق شهر سلیمانیه ، عملیات حاج عمران آزاد ساری حلبچه و.... برگی دیگر در تاریخ عملیاتهای انجام شده در جنگ تحمیلی آفرید .

گردان محبین در سالهای ۶۶ و ۶۷ با حضور در مناطق عملیاتی غرب بطور ثابت ، توانست با شرکت در عملیاتهای همچون نصر ۴ ( آزاد سازی شهر ماؤوت) ، بیت المقدس ۲ و آزاد سازی ارتفاعات مهم و استراتژیک گرده رش ، قمیش، گوجار و …. توانست بعنوان یک گردان عملیاتی جایگاه خود را در جنگ تحمیلی نشان دهد .

در میان رزمندگان غیور شهر کوهدشت رزمنده ای وجود ندارد که روزها ، ماهها و سالهایی را در این گردان خدمت نکرده باشد . تقریباً اکثر شهدای کوهدشت در این گردان حضور داشته و این گردان افتخار آن را دارد که رزمندگانی که نمونه آنان در تاریخ اسلام بی نظیر بوده را داشته است ، شهدایی همچون شهید والامقام مجتبی آدینه وند ، شهید والامقام دکتر محمد علیم عباسی ، شهید والامقام دکتر اسماعیل هادیان ، شهید والامقام حمید رضا محمدی،شهید والامقام پرویز یرویز پور، و همه شهدای والامقام شهرمان لحظاتی از عمر شریفشان را در این گردان حضور داشته اند .

در خشکسالی مردانگی وخزان صداقت ، یاد بزرگمردان صادقی بخیر که اگر آنان را به چشم خویش ندیده بودیم ، راستی ، درستی و فداکاری را افسانه می پنداشتیم .

مدیر وبلاگ : م . ق
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
تاچه میزان مطالب وبلاگ را در ترویج فرهنگ ایثار وشهادت مؤثر می دانید؟




ذکر روزهای هفته آیه قرآن تصادفی
روزشمار غدیر

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


پنجشنبه 20 مهر 1391
درهفته دفاع مقدس
سیلی بر صورت فرزند شهید در حضور مسئول بنیاد شهید رامهرمز
پاسخ آقای رئیس بنیاد شهید را بخوانید ،عذر بدتر از گناه!

به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، باز هم ماجرا بر سر ساماندهی گلزار شهداست؛‌  بد سلیقگی مسئولان فرهنگی و بی‌توجهی به احساسات خانواده‌ شهدا که البته این بار متفاوت‌تر از گذشته، بی‌تفاوتی‌ها در اعتراض به این طرح ویرانگر، چهره جسارت و اهانت به خود گرفت.

متنی که در ادامه خواهید خواند، به ماجرای اهانت به خانواده شهید «عبدالرحیم امیری» ـ که 23 خرداد 65 در فاو به شهادت رسید ـ در گلزار شهدای رامهرمز باز می‌گردد. اعتراض دختر شهید به طولانی شدن ساماندهی گلزار شهدا و نمایش نمادین مسئولان شهر و بنیاد شهید برای اهدای گل بر مزار شهدایی که حالا به جای سنگ‌های سفید و نبشته‌های از دل برآمده،‌ خاک و سیمان جای مزار آنها را گرفته، با ضرب و شتم خانواده شهید پاسخ داده شد.

*بازخوانی ماجرای یک اهانت

بنت‌الزهرا امیری، فرزند شهید «عبدالرحیم امیری» در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا)، با تشریح ماجرای اهانت به وی و مادرش که به ساماندهی گلزار شهدا اعتراض کرده بودند، اظهار داشت: پنج شنبه 6 مهر، مراسم غبارروبی گلزار شهدا بود؛ بنده نیز به اتفاق مادرم به گلزار رفتیم.

 

 

آقایان محمدی امام جمعه محترم شهرستان رامهرمز، نماینده محترم فرماندار، سید احمد میر سالاری رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران رامهرمز و جمعی دیگر حضور داشتند؛ بنده نیز که از طولانی شدن اجرای طرح ساماندهی به گلزار شهدا گلایه داشتم، فرصت را مغتنم دانستم تا جواب سؤالی را که مدت‌هاست در ذهن خانواده شهدا بود، بگیرم.

وی افزود: رفتم جلو سلام کردم و خود را به آقایان معرفی کرده و گفتم عرضی دارم؛ پرسیدم «آمدید از چه غبارروبی کنید؟ اینجا که مزاری نیست! فقط تپه‌های شن و ماسه و آهن است و یک سطح سیمانی! این گل‌ها را کجا می‌خواهید بگذارید؟ گلزار بیش از 18 ماه است که به ویرانه‌ای تبدیل شده چرا اینقدر طول کشید؟ قرار بود 6 ماهه تمام شود الان یک سال و نیم است. ببینید اینجا چه وضع دردناکی دارد».

نماینده فرماندار گفت «اینجا خوب نیست این سؤال‌ها را بپرسید؛ شنبه تشریف بیاورید فرمانداری صحبت کنیم» و امام جمعه پاسخی نداد؛ شاید به نظر آنها بنده گستاخی کردم که به دنبال مزار پدرم هستم؟ و دختر گستاخی بودم که پرسیدم گلی که در دست دارید برای کدام مزار است؟

دوباره پرسیدم اینجا کِی درست می‌شود؟ در این لحظه رئیس بنیاد شهید پیش آمده و گفت «مزاحم کار ما نشوید، آقایان را سر پا نگه‌داشته‌اید» و همگی رفتند، با شاخه‌های گل به سوی تل‌های خاک و شن! جوابی نگرفتم؛ سکوت کردم؛ دوربینم را روشن کردم تا این صحنه را فیلمبرداری کنم؛ گل‌های قرمز و صورتی در میان خاک و خاشاک و البته چند مزار، خودنمایی می‌کرد.

این فرزند شهید خاطرنشان کرد: مادرم نیز پا به پای من می‌آمد و من از گلزار و تک‌تک شاخه گل‌ها تصویر می‌گرفتم. کمی از مادر دور شده بودم که صدایی به گوشم رسید؛ برگشتم دیدم نیروهای پیمانکار بازسازی گلزار شهدا با مادرم صحبت می‌کنند؛ به کارم ادامه دادم که شنیدم به مادرم می‌گویند «شما اجازه ندارید فیلمبرداری کنید! به دخترت بگو فیلم نگیرد، در غیر این صورت دوربین را می‌شکنیم».

*رئیس بنیاد شهید گفت "به من مربوط نمی‌شود"

وی ادامه داد: جوانک این را گفت و آمد به طرف من. مادرم سعی کرد مانع نزدیک شدن آن جوان به من شود اما آن نامرد بر روی مادرم دست بلند کرد و ...! با دیدن این صحنه به سمت مادر دویدم. مادرم به خاطر حمایت از من مورد اهانت قرار گرفت! به دفاع از مادرم، مشتی نثار جوانک کردم و او نیز سیلی‌ای به من!

امیری گفت: اینها در حالی بود که آقای میر سالاری [رئیس بنیاد شهید] و سایر همراهانش کمی آن طرف‌تر شاهد ماجرا بود؛ اما بی‌تفاوت، صحنه را ترک کردند! یکی از جانبازان که در آنجا حضور داشت با او تماس گرفت و گفت «همسر جانباز و دختر شهید امیری در گلزار کتک خوردند؛ شما کجا رفتید؟» اما آقای میر سالاری بدون اینکه احساس کند درباره بنده به عنوان یک فرزند شهید، مسئولیتی هم دارد، گفت «من کار دارم؛ به من مربوط نیست» و تماس را قطع کرد!

 

 

وی در پاسخ به این سؤال که آیا کسی هم به کمک شما آمد، گفت‌: مردمی که آنجا بودند تصور کردند این یک دعوای خانوادگی است. اما خانواده شهدا متوجه ماجرا شدند و ما را دعوت به سکوت کردند، در حالی که معتقدم اگر امروز ما چیزی نگوییم، لابد فردا نوبت خانواده شهید دیگری است.

امیری با بیان اینکه هنوز دست مادرم درد می‌کند، افزود: کسی که با ما این برخورد را کرد، یک کارگر بود و خودم هم از ارتباط این مسئله با او در تعجبم!

*آیا نباید رئیس بنیاد شهید حامی خانواده شهدا باشد؟!

این فرزند شهید با بیان اینکه هنوز برای شکایت از فرد خاطی اقدام نکرده است، گفت:‌ حقیقت این است که وقتی رئیس بنیاد شهید که متولی خانواده شهداست، بدون هیچ احساس مسئولیتی، ازماحمایتی نکرد، آیا در شأن بنده و اصلاً در شأن خانواده شهدا هست که درگیر دادگاه و شکایت باشیم که مثلا حق خودمان را بگیریم. آیا ما متولی و حامی نداریم؟!

امیری با اعتراض به اجرای طرح ساماندهی گلزار شهدا اظهار داشت: متأسفانه طرح ساماندهی گلزار شهدا با بدترین وضع ممکن انجام شد و در حالی که قرار بود 6 ماهه کار را به پایان برسانند، 18 ماه است که به تأخیر افتاده است.

 

 

وی ادامه داد:‌ ماه‌ها مادران و همسران و فرزندان شهدا وقتی برای زیارت مزار عزیزانشان به گلزار شهدا می‌روند، صحنه‌هایی می‌بینند که اصلاً قابل تحمل نیست. دوست دارم بدانم اگر مزار یکی از بستگان این حضرات هم این جور ماه‌ها پر از خاک و سنگ و شن و ماسه می‌شد به طوری که مزار عزیزشان قابل تشخیص نبود، باز هم به ما گله می‌کردند!

 

 

 

*مزارها در جای اصلی خود قرار نگرفته است

 

امیری با بیان این نکته قابل تأمل که در ساماندهی جدید، مزارهای شهدا در جای حقیقی خودش نیست، گفت: برای گرفتن تأیید از خانواده شهدا و برای جلب رضایت آنها و اجرای طرح کذایی‌شان، می‌گویند امام جمعه این طرح را تأیید کرده یا این حرف را رهبر زده است. هر بار که به رئیس بنیاد شهید مراجعه کردیم، گفت رهبری فرمودند که چون مصالح خوب نبوده، بازسازی شود یا اینکه دستور از بالا آمده و این خواسته رئیس جمهور است.

 

 

*اینجا مزار پدر من است

این فرزند شهید اظهار داشت:‌ هر چه که هست، آن مزار، مزار پدر من است. روزها و ساعت‌های بسیاری بوده که برای فرار از فشار دردها و رنج‌های زندگی روزمره، خودم را به مزار پدرم رسانده‌ام و حتی قبل از اینکه به خانه بروم،‌ به گلزار ‌رفته‌ام و اگر در کاری مشکلی داشتم، اول به زیارت پدرم رفتم تا روح و جسمم را سبک کنم؛ من با مزار پدرم زندگی کرده‌ام و همه لحظات زیبا و به یاد ماندنی زندگی‌ام بر سر مزار پدرم در ذهنم نقش بسته است. این فقط احساس من نیست بلکه همه فرزندان شهدا این احساس را دارند. و دریغ از اینکه مسئولان این احساس‌ را درک کنند.

امیری گفت: سنگ مزار پدر من سفید بود، با چه حقی آن را بدون اجازه برداشتند و جایش سنگ سیاه گذاشته‌اند.

*اجرای طرح ساماندهی بدون اطلاع خانواده شهدا انجام شد

وی با بیان اینکه اجرای طرح ساماندهی بدون اطلاع خانواده شهدا انجام شد،‌ گفت: وقتی طرح ساماندهی در گلزار شهدای رامهرمز آغاز شد،‌ ما بی‌اطلاع بودیم و من وقتی به مزار پدرم رفتم با صحنه‌ وحشتناکی روبرو شدم که همه وجودم را به لرزه انداخت.

امیری خاطرنشان کرد: این شرایط نه فقط برای من که برای سایر خانواده شهدا نیز اتفاق افتاد. مثلا قرار بود حالت پلکانی گلزار شهدا برداشته و همه سنگ مزارها در فضایی مسطح، کنار یکدیگر قرار بگیرد؛ اما در طرح جدید، مزارها را در جای مرتفعی قرار داده‌اند و من نمی‌دانم مادران و پدران شهدایی که پا به سن گذاشته‌اند، چگونه می‌توانند بر سر مزار فرزندشان بروند.

 

 

*طراح ساماندهی گلزار شهدا باید فردی از جنس خانواده شهدا باشد

این فرزند شهید اضافه کرد: پروژه ساماندهی گلزار شهدا باید توسط فردی از جنس خانواده شهدا اجرا می‌شد تا با درد خانواده شهدا و حساسیت‌های آنها آشنا باشد؛ حالا وقتی به گلزار می‌رویم، مسئولان پیمانکاری گلزار می‌گویند، "شما که سال به سال بر سر مزار پدرانتان نمی‌آیید، چرا اشک می‌ریزید؟ به شما که کار و زندگی داده‌اند دیگر برای چه گریه می‌کنید"!

وی افزود: من فردی بودم که همیشه با افتخار می‌گفتم فرزند شهید هستم، علی رغم اینکه بسیاری از دوستانم همیشه پنهان می‌کنند،‌ اما با این اتفاقات دیگر تصمیم گرفتم که از عنوان فرزند شهید پرهیز می‌کنم.

****

گفتند می‌خواهند مزار شهدا را زیبا کنند، اما چهره مرا زیبا کردند! جواب پرسش‌هایم را نیز گرفتم. ما فرزندان شاهد فراموش شده‌ایم اما با نام پدرانمان جولان می‌دهند. کلاس اول بودیم معلم آموخت بابا آب داد. بابا نان آورد. اما ما فرزندان شاهد آموختیم بابا خون داد. بابا جان داد. بابا سرافرازی آورد.


منبع: http://www.bultannews.com



رئیس بنیاد شهید رامهرمز در گفت‌وگو با فارس
این مسئله ارتباطی به بنیاد شهید ندارد.
خانواده شهید می‌تواند شکایت کند.

خبرگزاری فارس: رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان رامهرمز گفت: اتفاق رخ داده برای خانواده شهید زمانی بوده که مراسم تمام شده بوده و من آنجا نبودم، اما در اصل اتفاق خاصی نیفتاده است.

سید احمد میر سالاری، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان رامهرمز، در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و مقاومت فارس (باشگاه توانا) در خصوص ماجرای رخ داده در گلزار شهدای رامهرمز و اهانت به خانواده شهید امیری گفت: مراسم تمام شده بود و این اتفاق زمانی رخ داده که من آنجا نبودم، اما در اصل اتفاق خاصی نیفتاده است.

وی افزود: ما به همراه امام جمعه و نماینده فرماندار مراسم را تمام کرده بودیم و از گلزار شهدا بیرون رفته بودیم، که گویا دختر شهید مشغول فیلمبرداری از گلزار بوده و کارگر پیمانکاری که آنجا بوده، به او می‌گوید فیلمبرداری نکن. این دختر خانم هم او را می‌زند. داستان این بود و مطلب خاصی هم نبوده است.

میر سالاری با رد اظهارات دختر شهید مبنی بر اهانت به وی و مادرش بیان داشت: اگر خانواده شهید شکایتی دارند، می‌توانند به دادگاه مراجعه کنند. این مسئله ارتباطی با بنیاد شهید پیدا نمی‌کند. چون او پیمانکار بوده است که در مناقصه برنده شده است و زیر نظر ما نیست.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در پاسخ به این پرسش خبرنگار فارس که چرا نسبت به خواسته فرزند شهید توجهی نکرده است، گفت: این دختر شهید روز مراسم وقتی گل در دستان امام جمعه بود، دائم ایشان را به حرف می‌گرفت و می‌گفت چرا "سنگ مزار پدر من سیاه است" که من از او خواستم به بنیاد شهید بیاید و گفتم "خواهرم اینجا مطرح کردن این نکته درست نیست".

میر سالاری بیان داشت: من از مراسم که برگشتم از ماجرا مطلع شدم و دوباره به گلزار رفتم و جریان را از افرادی که آنجا بودند، پرسیدم. آنها گفتند پرخاشگری از طرف خانواده شهید بوده و آن کارگر هم گفت که خانواده شهید به صورت او سیلی زده‌اند.

وی با بیان اینکه در طرح ساماندهی گلزار شهدا مزارها به شکل زیبایی ساخته شده است، گفت: طبیعی است که اعتراضاتی هم وجود داشته باشد. ما نیز خودمان به طولانی شدن اجرای طرح اعتراض داریم و این اعتراض را اعلام کرده‌ایم و دلیل‌اش کارشکنی پیمانکار است.

میر سالاری بیان داشت: مگر حرم امام رضا (ع) و امام حسین (ع) را تخریب نکرده‌ و دوباره نساخته‌اند که زیباتر هم شده است؛ خب گلزارهای شهدا هم باید دوباره ساخته شود.

وی در خصوص اینکه آیا طرح ساماندهی از سوی رهبری اعلام شده است، گفت: من هم شنیده‌ام؛ بالاخره این طرح از بالا آمده است و طرح بسیار زیبایی است.

میر سالاری گفت: ما و کارکنان بنیاد شهید حرف‌های زیادی از سوی خانواده شهدا می‌شنویم، اما فقط سکوت می‌کنیم و احترام می‌گذاریم.

رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران رامهرمز تأکید کرد‌: تا 15 روز دیگر اجرای طرح ساماندهی گلزار شهدای رامهرمز بهره‌بردار خواهد شد و به پایان می‌رسد.


نکاتی در در رابطه بامصاحبه فرمایشی رئیس بنیاد شهید رامهرمز،

 جنابعالی به این شکل از خانواده شهدا دفاع می کنید ، به نظر می آید بروید ریاست صنف پیمانکاران رامهرمز را تحویل بگیرید به حال خود وپیمانکاران بهتر مفید خواهید بود .

ونکات قابل توجه درمصاحبه :

1- گفته اید شما آنحا نبوده اید ، آیا عدم حضور شما از بار مسئولیتتان کم خواهد کرد .

2- گفته اید اتفاق خاصی رخ نداده ، آیا به نظر جنابعالی که مسئولیت خانواده شهدا را یدک می کشید ونان آنرا می خورید ،سیلی خوردن دختر شهید را به این راحتی ازآن می گذرید وآن را اتفاق خاصی نمی دانید !

3- آیا فیلم برداری دختر شهید برای جنابعالی این قدر قابل تحمل نبوده که بی احترامی کارگر را نسبت به ایشان را ترجیه می دهید .

4- گفته اید خانواده شهید اگر شکایتی دارد بروند در دادگاه شکایتی کنند واین موضوع به بنیاد شهید ربطی ندارد، وامصیبتا کار را به کجا رسانده اید ، شما که داعیه حمایت از خانواده شهدا را دارید و پول مفت ج.ا.ا را می خورید وتقاضای خانواده معظم شهداء را به دادگاه ارجاع می دهید . من نمی دانم به چه جرأتی چنین سخنرانی می کنید وچه کسی پشت شماست ! چه رابطه ای بین شما وپیمانکار وجود دارد که حتی حاضر نیستید برای یک جمله هم علیه ایشان موضعگیری نمایید !

5- گفته اید که دختر شهید امام جمعه را به حرف می گرفت، موضوع به حرف گرفتن امام جمعه گویا برای شما سنگین بوده که اینقدر شما را نگران کرده ، آیا به دختر شهیدی که سالها تنها مونس وهمدمش مزار پدر شهیدش می باشد این حق را نمی دهید برای دقایقی با امام جمعه صحبت کند یا اینکه سخنان دختر شهید برای جنابعالی سنگین بوده !آیا اگر بگوید چرا سنگ مزار پدر من سیاه است نهایتاً باید منجر به سیلی خوردنش باشد ؟

6- کاش پس از آنکه رفته بودی دیگر باز نمی گشتی ، بربگشته ای که بشنوی آن کارگر بر صورت دختر شهید سیلی زده و از آن کارگر بشنوی که آن دختر هم بر صورت او سیلی زده ، شرم آور است برای بنیاد شهید که وظیفه حمایت از خانواده شهدا را دارد !

7-  خیلی نیاز به زحمت نیست که پیمانکار را به خاطر کم کاری محکوم نمایی ، وظیفه شما حمایت از خانواده شهداست !

8- جل الخالق ، تعمیر حرمین ائمه اطهار را به میان آورده، صورت مسأله را پاک می کنید و خود را مثلاً در کنار تعمیر کنندگان آن قرار می دهید ، شما نیاز نیست لقمه سنگین بردارید ، شما اگر می توانید از حداقل حقوق خانواده معظم شهدا که وظیفه ذاتی شماست ،حمایت کنید !

9- گفته اید حرفهای زیادی از خانواده شهدا می شنویم وسکوت می کنیم ، بفرمایید شما که برای پیمانکار سنگ تمام گذاشته اید ، بروید زحمت سیلی آن را هم بکشید وخودتان آن را متقبل شوید. خانواده شهید به نظر شما باید نزد چه کسی حرف دلش را بیان کند ، احتمالاً به نظر شما باید برود نزد همان پیمانکار تا به خوبی پاسخش را بدهد !

و در آخر، جناب رئیس بنیاد شهید 

- موجودیت انقلاب اسلامی مدیون فداکاریهای شهدا و خانواده های آنهاست.از این رو بر ما که به برکت خون این عزیزان کسوت خدمت پوشیده ایم، فرض است بیش از هر فردی در این کشور در خدمت این قشر عزیز باشیم.

- شهیدان گرانمایه ایران اسلامی، با تقدیم جان خویش در راه اعتلای دین و دفاع از حریت و عزت میهن، ایثار را به زیباترین شکل ممکن به اوج رساندند و ما را وامدارخون خویش و مدیون صبر و استقامت خانواده های خود کردند.

- تکریم خانواده شهدا وظیفه همه است،کوچکترین وظیفه ما ادای احترام به خانواده معظم شهداست و ما خود را با حضور در منزل شهدا که محل رشد و تربیت آنان است متبرک می سازیم.دیدار و سرکشی از خانواده معظم شهدا و ایثارگران و رسیدگی به مشکلات آنان  قدمی کوچک در ادای این دین بزرگ است.

اگر نمی خواهید بیشتر از این با آبروی خود بازی کنید بروید به صراحت عذرخواهی کنید وبرخورد لازم را نیز با پیگیری لازم از مراجع قضایی با پیمانکار هم به خاطر تعلل در ساخت پروژه وهم به خاطر بی احترامی به خانواده معظم ومعزز شهید داشته باشید چرا که خانواده معظم شهدا به فرموده رهبر معظم انقلاب ؛خانواده‏هاى معظم شهیدان و جانبازان عزیز ارزنده ‏ترین یادگاریهاى دوران حماسه‏ ى دفاع مقدس هستند در حقیقت، شما مسئولان كشور و همه‏  ما، مدیون آحاد مردم و بخصوص ایثارگران از مردم هستیم كه با جان و توان و زحمات خودشان، این امكان را براى ما فراهم كردند. اکنون به پدران و مادران، همسران و فرزندان، خواهران و برادران و دیگر کسان شهدای عزیز و جانبازان و اسراء و مفقودین درود می فرستم و اعلام می کنم که آنان در رتبه و شان معنوی، بلافاصله پشت سر عزیزان فداکار خویشند،فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آبان 1396 05:03 ب.ظ
پست نوشتن نیز سرگرم کننده است، اگر بعد از آن می توانید بنویسید اگر نتوانید نوشتن کنید.
شنبه 25 شهریور 1396 03:12 ق.ظ
What a data of un-ambiguity and preserveness of valuable familiarity
regarding unpredicted feelings.
شنبه 25 شهریور 1396 02:53 ق.ظ
Hello, the whole thing is going perfectly here and ofcourse every
one is sharing facts, that's actually fine, keep up writing.
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:35 ب.ظ
Nice blog here! Also your site loads up very fast! What web host are you using?
Can I get your affiliate link to your host?
I wish my site loaded up as fast as yours lol
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:00 ب.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins
to safeguard against hackers? I'm kinda paranoid about
losing everything I've worked hard on. Any recommendations?
دوشنبه 24 مهر 1391 01:09 ب.ظ
با سلام حضور سرور ارجمند وبزرگوار
از شهیدان مظوم بهتر نیستیم كه كه تا بودند سیلی خوردند و اكنون بدتر م درمندانه تر و ظالمانه تر بر خونشان سیلی میزنند
ما سالهاست كه سیلی میخوریم
سیلی بخورند آنان كه سیلی های خورده شهیدان را فراموش میكند
سیلی زننده ها بدانند كه " لكه ننگی بر صورت خود پاشیدند كه با آب زمزم هم پاك نخواهد شد
یا علی مدد
به امید ظهور و حضور بزرگمردی كه ما را از این فلاكت نجات دهد
منتقم سیلی های زهرا (س) خواهد آمد اللهم عجل لولیك الفرج (عج)
م . ق

« امروز جنگ حق و باطل ، جنگ فقر و غنا ، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم و سلام و درود های خالصانه خود را به همه غنچه های آزادی و کمال نثار می کنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است و قلبها و چشمان پر فروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابیتان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است» صحیفه نور ج ۲۰ص۴

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جنگ دفاع مقدس
امکانات جانبی

سردار شهید اسدمراد بالنگ

 
 
بالای صفحه